ادوار مانه و شیئیت نقاشی هفدهمین عنوان از مجموعه کتابهای «درنگها» و اثری از میشل فوکو است. این کتاب برخلاف چیزی که از اندیشه و آثار فوکو انتظار داریم از تمامی آثار او بیرون میزند. این اثر دربارۀ آثار نقاش دورۀ مدرن؛ «ادوار مانه» است. فوکو در سال ۱۹۷۱ در تونس جلسهای دربارۀ نقاشیهای مانه برگذار میکند.
در این درسگفتار فوکو با مانه بهگونهای برخورد نکرد که انگار فردی است که باید زندگیاش را در قالب مجموعهای از حکایتهای کوتاه و خواندنی مطالعه کرد _ او تا آنجا پیش رفت که از آغاز تا انجام سلسلهدرسهایش یکبار هم از نام کوچک مانه، یعنی ادوار، یاد نکرد.
فوکو به شنوندگان سخنرانیهایش یادآور میشد که متخصص تاریخ هنر نیست: «چه اهمیتی دارد چهکسی سخن میگوید؟» از منظری عامتر میتوان گفت، فوکو بیش از آنچه تصویر میگوید به آنچه تصویر تولید میکند علاقه دارد. او با تمام توان میکوشد راهبردهای نامرئی و پوشیدهای را که بر نقاش حد میگذارند به قالب بیان ریزد و چیزی را مرئی گرداند که نقاشی نشان میدهد، اما، به همان اندازه میکوشد چیزی را قابل رؤیت سازد که نقاشی پنهان میکند.
___ عذرخواهی میکنم که قرار است دربارۀ مانه حرف بزنم البته من مانهشناس نیستم؛ کارشناس نقاشی هم نیستم، به همین سبب از منظر مخاطبی عادی بهسراغ کارهای مانه میروم و دربارهشان سخن خواهم گفت. آنچه میخواهم با شما در میان بگذارم در کل چیزی در این مایه است: اصلاً قصد ندارم بهطور کلی دربارۀ مانه با شما صحبت کنم؛ به گمانم به معرفی ده _ دوازده تابلو از آثار این نقاش که شخصاً به آنها علاقه دارم بسنده خواهم کرد. تابلوهایی که دلم میخواهد، اگر نتوانم تجزیهوتحلیلشان کنم، لااقل برخی جنبههای آن را تشریح کنم. بهطور کلی دربارۀ مانه صحبت نخواهم کرد، نه حتی، دربارۀ مهمترین جنبهها یا ناشناختهترین جنبههای نقاشی مانه. _ میشل فوکو
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.