رمان مامای آلمانی (The German Midwife) نوشتهٔ مندی روبوتهم داستانی تاریخی است که یک موقعیت انسانی و اخلاقی دشوار را در دل یکی از تاریکترین دورههای تاریخ قرار میدهد.
داستان در آلمان سال ۱۹۴۴ و در دوران حکومت نازیها میگذرد. شخصیت اصلی، آنکه هافمن، ماما و زنی آلمانی است که به اردوگاه کار اجباری راونسبروک فرستاده شده است. او در اردوگاه تلاش میکند به زنان باردار کمک کند و جان مادران و نوزادانشان را نجات دهد. مهارت او توجه مقامات نازی را جلب میکند و سرانجام مأمور میشود به اوا براون، معشوقهٔ هیتلر، که باردار است، خدمت کند. آنکه هافمن ناگهان در موقعیتی قرار میگیرد که هم زندگی خودش و خانوادهاش در خطر است و هم باید با وظیفهٔ حرفهای و باورهای اخلاقیاش روبهرو شود.
آیا میتوان به انسان کمک کرد، حتی اگر از جهان او بیزار باشیم؟
مهمترین پرسش رمان از همینجا شکل میگیرد: آیا آنکه هافمن میتواند میان یک نوزاد بیگناه و جنایات پدرش تمایز قائل شود؟ یا شرایطی وجود دارد که در آن نجاتدادن یک انسان، به معنای همکاری با دستگاهی جنایتکار باشد؟ نویسنده از این موقعیت برای بررسی تعارض میان وظیفهٔ پزشکی، وجدان فردی و فشار قدرت استفاده میکند. خود نویسنده نیز گفته است که ایدهٔ اولیهٔ داستان از تأمل دربارهٔ مرزهای اخلاقی حرفهٔ مامایی شکل گرفت.
ارزش اصلی رمان فقط در راز تاریخی و تعلیق داستان نیست؛ در موقعیتی است که خواننده را وادار میکند از خود بپرسد: وقتی نفرت و خشونت همهجا را فراگرفتهاند، آیا هنوز میتوان به اصول انسانی وفادار ماند؟ و اگر نجاتدادن یک زندگی به معنای همکاری ناخواسته با یک نظام ظالم باشد، مرز میان وظیفه و همدستی کجاست؟
نویسندهٔ رمان، مندی روبوتهم (Mandy Robotham) نویسندهای است که مسیر رسیدن به نویسندگی حرفهای را از راهی غیرمعمول طی کرده؛ مسیری که تجربههای واقعی زندگیاش، بهویژه روزنامهنگاری و مامایی، نقش مهمی در شکلگیری آن داشتهاند.
مندی روبوتهم در آغاز کار روزنامهنگار بود. او پس از تولد نخستین فرزندش در سال ۱۹۹۴، تجربهٔ زایمان و مواجهه با کار ماماها چنان بر او اثر گذاشت که تصمیم گرفت مسیر حرفهایاش را تغییر دهد. او آموزش مامایی دید و حدود بیست سال بهعنوان ماما کار کرد؛ شغلی که او را از نزدیک با تولد، مرگ، اضطراب، امید و آسیبپذیری انسان آشنا کرد.
روبوتهم در مصاحبهای توضیح داده که تجربهٔ مامایی او را به پرسشی اخلاقی رساند: آیا میتوان در هر شرایطی به مادر و نوزاد کمک کرد؟ و اگر شرایط بهشدت هولناک و از نظر اخلاقی پیچیده باشد، وظیفهٔ انسانی ما چه میشود؟ او این پرسش را به بستری تاریخی منتقل کرد و داستانی تخیلی دربارهٔ یک مامای زندانی در دوران نازیها نوشت. ماجرای بارداری اوا براون و دوراهیهای شخصیت اصلی، بخشی از طرح داستانی رماناند.
رابوتام عمدتاً بهخاطر رمانهای تاریخیاش شناخته میشود؛ داستانهایی که اغلب در بستر جنگ جهانی دوم یا سالهای پیرامون آن میگذرند و زنان را در موقعیتهایی قرار میدهند که باید میان ترس، وظیفه، عشق و بقا تصمیم بگیرند. تجربهٔ مامایی به او امکان میدهد لحظههای تولد و آسیبپذیری جسمی و عاطفی انسان را از منظری ملموس بنویسد؛ و سابقهٔ روزنامهنگاری نیز با علاقهاش به تحقیق و جزئیات تاریخی پیوند دارد.
رابوتام پیش از آنکه نویسندهای تماموقت شود، سالها در اتاق زایمان حضور داشت؛ جایی که زندگی بارها از نقطهٔ آغازش دیده میشود. شاید همین تجربه توضیح دهد که چرا در رمان مامای آلمانی، تولد یک نوزاد را نه فقط یک رویداد جسمانی، بلکه مسئلهای عمیق دربارهٔ وجدان، مسئولیت و ارزش جان انسانها قرار داده است.






![آنان که میروند و آنان که میمانند [سومین کتاب از چهارگانۀ ناپلی]](https://legapress.ir/wp-content/uploads/2020/10/45-1-300x300.jpg)
![آنان که میروند و آنان که میمانند [سومین کتاب از چهارگانۀ ناپلی]](https://legapress.ir/wp-content/uploads/2020/10/42-1-600x632-1-300x300.jpg)


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.