در لابهلای ملغمۀ تجارب ذهنیمان، در میانۀ شهودها، هیجانها و تصمیمهایمان، عقل چه نقشی دارد؟ برای این هدف باید طبیعت و سرشت عقل را در نظر بگیریم. مباحثه بر سر این مضمون به اولین دوران تفکر فلسفی برمیگردد. کار فیلسوفان این است که چنین موضوعات بنیادینی را به مباحثه بگذارند و آنها را بر صحنهای پیش بکشند که با راههای نوین تفکرمان روشن شده است. میشود گفت که نقشِ عقل «اشاعۀ هنر زندگی» است.
آلفرد نورث وایتهد، فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی در اثر ژرف خود، نقش عقل، استدلال میکند که عقل تنها ابزاری برای بقا و سازگاری نیست. در عوض او این فرض را پیش میکشد که هدف واقعی عقل در میل ذاتی ما برای فراتر رفتن از امور روزمره و جستوجوی تازگی و کشف امکانات جدید نهفته است. این موضوع تنها به حل مسئله محدود نمیشود؛ بلکه به انگیزهٔ خلاق و آیندهنگر ما مربوط است. وایتهد معتقد است که کارکرد نهایی عقل، سوق دادن بشر بهسوی آیندهای زیباتر و پیچیدهتر است، که پیوسته فراتر از آنچه صرفاً ضروری است، حرکت میکند.








نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.